X
تبلیغات
دلم چقدر تنگه..... - برو...خواهش میکنم تنهام بزار و برو ......

دلم چقدر تنگه.....

***خدا از بهترین ها فقط یه دونه خلق کرده.. دقت کردی چقدر تنهایی؟؟؟***

برو...خواهش میکنم تنهام بزار و برو ......

 

به نام خدای تنهایی ها!!...

 سلام خدا جونم ... بازم اومدم که بگم... بگم چقدر از همه خسته ام... چقدر از خودم خسته ام...

خدا جون چرا؟؟؟ چرا دارن تنهایی هامو ازم می گیرن؟؟؟ چرا نمی ذارن یکمی  به حال خودم باشم؟؟ چرا؟؟؟

خدا جون خسته شدم...دیگه فکرم کار نمی کنه... حتی واسه درس خوندن هم دیگه تمرکز ندارم.... همش 5 ماه مونده تا کنکور و من هنوز تو اضطرابم... درسته درسامو می خوندم... اما اکثرا" بدون تمرکز کافی....

خدا....

چرا اون ولم نمی کنه؟؟ چرا؟ خسته شدم... هر چی بهش می گم نمی خوام باهات باشم انگاری کره نمی شنوه...

دوستش ندارم... به کی بگم؟؟؟ مگه دوست داشتن اجباریه؟؟؟  مگه حتما" چون اون دوسم داره منم باید دوسش داشته باشم؟؟؟ کی گفته تو عشق اجباره؟؟؟

هی دارم بهش می گم آدم عاقل من که هی دارم اذیتت می کنم... جوابه سر بالا بهت می دم... بهت می گم نمی خوام باهات باشم... نمی خوام دوست داشته باشم... نمی خوام...نمی خوام... نمی خوام... همش می خواد یه طرف جاده رو ببینه... همش می خواد راه خودشو بره... 

نکنه واقعا" کره؟؟؟ کوره؟؟؟

نمی فهمه.....

همش داره حرفه خودش و می زنه... مثل همیشه.... دلش می خواد فقط حرف حرفه اون باشه... نمی خواد درک کنه...بابا به خدا هر کی جای اون بود نگامم نمی کرد دیگه ... بس کن... خواهش می کنم بس کن..

ولم کن... بزار تو حال خودم باشم... بزار خودم باشم و تنهاییم... یادته؟؟؟ اون اوایل خودتم تنها بودی... می دونم چقدر اون تنهایی تو دوست داشتی... ببین این دوست داشتن نیست... تو فقط می خوای به خودت ثابت کنی هر چی و که بخوای و اراده کنی می تونی به دست بیاری... اما این با بقیه چیزا فرق داره...

تو داری با همه لج می کنی...حتی با خودت... تو دوسم نداری... تو عاشقم نیستی....

امروز بهت گفتم.... بهت گفتم تنهام بزار چون می دونم یا بهتره بگم فهمیدم عشقت واقعی نیست... اونی که تو اسمشو گذاشتی عشق یه تلقینه... تو داری به خودت تلقین می کنی که بی من می میری... که باید من ماله تو شم... که دوسم داری... که بدونه من هیچی نیستی... اما باور کن اینا همش حرفه....همش بهونه ست...

تو می خوای تنهاییمو ازم بگیری... تو می خوای من همه فکرو ذکرم تو بشی... من نمی خوام... می دونی که برام سخته...

می گی فراموش کردنم برات سخته... می گی به خاطره من با دوستات رفت و آمد نمی کنی... می گی فقط منو می خوای...می گی به خاطر من درس و دانشگاه و کارو گذاشتی کنار... می گی به خاطر من خونه نشین شدی...

اینا  به خاطر من بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اسما" به خاطر من بود... ولی واقعیتش اینه که همشونو به خاطر خودت انجام دادی... چرا منو بهونه می کنی؟؟؟؟؟

واقعا" اینا به خاطر من بود؟؟؟... اگه آره چرا یه بار از خودم نپرسیدی  تو دوست داری من به خاطرت چیکار کنم؟؟؟

اگه اینا به خاطر من بود...پس خواهشا" به خاطر من برو... بروووووووووووو... نمی خوام ببینمت... نمی خوام دیگه آفاتو بخونم... نمی خوام هر روز خودمولعنت کنم که چرا باهات چتیدم وحرف زدم... یادته اوایل واسه چی باهات چتیدم؟؟؟ که بتونی عشقه قبلیتو فراموش کنی... اونی و که ادعات می شد دوسش داشتی... اونی و که می گفتی از ته دلت دوسش داشتی... حالا چی ؟؟؟ نگاه کن که چه ساده و راحت فراموشش کردی...

پس منم راحت می تونی فراموش کنی...

از همون اول بهت گفتم نمی خوام علاقه ایی بینمون به وجود بیاد.. بهت گفتم من دلم از سنگه... سخت می شه عاشقه کسی بشم...و کسی و دوست داشته باشم... مخصوصا" یه جنس مخالف و... یادته؟؟؟؟.. بهم گفتی قبوله... هیچ علاقه ایی جز یه دوستیه ساده... گفتی فقط کمکم کن... خواستم کمکت کنم که بتونی فراموشش کنی...

خواهش می کنم برو...

چون دوسم داری منم باید دوست داشته باشم؟؟؟ چون می خوای با من باشی منم باید همینو بخوام؟؟؟ چون همش بهم فکر می کنی می خوای منم همش بهت فکر کنم؟؟؟ چون تموم کاراتو مثلا" به خاطر من انجام می دی منم باید تموم کارامو به خاطر تو انجام بدم؟؟؟؟

به خدا حالم داره از خودم... از همه... حتی تووووووووو..... بهم می خوره... دارم از همه متنفر می شم...

خواهش می کنم برو...

فراموشم کن... به خاطر خودت زندگی کن.... نه به خاطر من... شاید یکی دیگه همین قدی که تو منو دوسم داری تو رو دوست داره...

برو دنبال کسی که دوست داره.... برو... باور کن این راهی که انخاب کردی فقط و فقط  داری به خودت ضرر می رسونی... داری زندگی تو تباه می کنی...

برووو.... خواهش می کنم... بعدها امیدوارم حرفهای الانه منو بفهمی...

برو.... به خاطر خودت برو... به خاطر خدا برو.... بروووووووو

.

.

.

بای....

.

.

خداجونم تنهام نذار...

 

یه عالمه ی خیلی خیلی بزگه گنده دوست دارم

 

Bo0o0o0S

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 3:55 قبل از ظهر  توسط جادوگر تنها...!!  |